
ادامه مطلب
بدون شرح



۲۰ شهریور
ساعت 4:30 دقیقه
همایش آسیب شناسی عبور خط آهن از کنار نقش رستم در استان فارس و ارائه راهکارهایی برای خروج از این وضعیت روز سه شنبه بر گزار شد . در این همایش جمعی از باستان شناسان ، استادان و کارشناسان میراث فرهنگی در مجموعه دانشکده علوم به بحث و تبادل نظر پرداختند ...............

مهاباد
مهاباد و جاده اش انطور که پیرمرد ساعتی برایمان به کردی درباره اش گفته بود نبود. گفته بود از این جا به بعد سر بالایی در کار نیست ما هم گفتیم ، خداحافظ سربالایی ، گفته بود از این جا به بعد جاده کفه است و کوهی در کار نیست . ما هم قند در دلمان آب شد . ولی تا بود سر بالایی بود و کوه .
شهر آرام و بی دردسری بود.از اینجا ما وارد آذربایجان غربی شده بودیم. پس بالاخره به استان واپسین رسیدیم.چه زود تمام شد.من در حسرت این راه بودم و می گفتم که کاش جاده ها تا ابد بودند. کاش تمام نمی شد این راه.

کرمانشاه
در بدو ورود به کرمانشاه متوجه میشوم که لاستیک چرخ اسماعیل پنچر است. برای گرفتن پنچری مجبور میشویم
کرمانشاه
در بدو ورود به کرمانشاه متوجه میشوم که لاستیک چرخ اسماعیل پنچر است. برای گرفتن پنچری مجبور میشویم لحظاتی را در حومهی شهر بگذرانیم. در همان ابتدا یک ماشین که گویا مسافرکش است کنارمان میایستد. مردی که از ماشین پیاده میشود با لهجهی کرمانشاهی از ما میپرسد که چه شده؟.........
24 مرداد

داران
تا داران نیز حدود شصت کیلومتر فاصله است. دم دمای غروب میرسیم. در نزدیکیهای داران منطقهای است به نام دامنه . در دل دامنهی کوه قرار دارد . بی برو برگرد آدم را یاد ماسوله میاندازد. منطقهای است زیبا با آبشاری که دل میفریبد بسیار. نام آبشار " پرتیگان " است. نام قدیم دامنه هم پرتیگان بوده که بعدها شده دامنه . هوای عالی ، پر از دار و درخت.
در زمینهای کشا ورزی که در دشتی وسیع قرار دارد...........
سپیدان
ایلیاتیها به سه دسته از آدمها زن نمی دهند:
1-افغانیها
2-آرایشگرها
3-آهنگرها
این برایم جالب است که چرا آرایشگرها نه... سوالی که جوابی پیدا نکرد.
طایفهی "بِکِش" و "جاوید" دختران زیبایی دارند. زیبایی که از اصالتشان نشات میگیرد. در سپیدان چیز دیگری که زیاد به چشم میخورد کودک عقب مانده است............
10مرداد 86
به طرف استان فارس
از بندرلنگه به سمت بالا که بروی به "بستک" میرسی. این جا تک منارههای سفید بسیار دیده میشود و در پرتترین روستاها هم میشود 5 تا 6 مناره سفید دید. ما شبانه رکاب میزدیم و به ما میگفتند شب رکاب نزنید که کفتارها به سراغتان میآیند.
جادهها، انسانها.
دل به سیاهی آسفالت بستن. خیره شدن به خطوط سفیدی که پشت سرهم میآیند. امید داشتن. به مقصد فکر نکردن. رفتن و نرسیدن. رفتن به امید شناختن. شناساندن. رکاب زدن. با هر رکاب زنجیرهای روح را به حرکت درآوردن. سختی طی کردن سربالاییها به امید پیدا شدن سرپایینیها.
دوچرخه. دو پای گریزان. دوچرخه، دو چشم تیزبین. جزئینگرترین وسیله برای متراژ ابعاد انسانی، شهرها، روستاها، آبادیها، کوهها و مسیرهای ناهموار.
من رکاب میزنم. پس هستم.
۱۱ صبح دوشنبه عزای عمومی
حدود یکصد نفر از علاقهمندان و حامیان محیط زیست، وبلاگنویسان و نمایندگان تشکلهای زیستمحیطی، امروز در پارک پردیسان، مقابل سازمان حفاظت محیط زیست جمع شدند. آنها با در دست داشتن پلاکاردهایی اعتراض خود را نسبت به وضعیت فعلی که حاصل فعالیتهای اقتصادی مخرب و آلودهسازی غیر قابل جبران محیطزیستی است اعلام داشتند.
آنها روز 30مرداد را روز عزای عمومی اعلام کرده بودند، روزی که جسد 2000فلامینگو از دریاچه بیآب بختگان، نمک سود شده بیرون کشیده شدند...........